ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
روباهی در بازار علوفه فروشی داشت. همیشه علوفههایش خشک و مانده و گاه مسموم بود.
روزی میمون از کنار ِ حجرهی ِ روباه میگذشت. نزد ِ وی رفت و پرسید:« تو که علوفههایت خشک و مانده و گاه مسموم است، چگونه سالها این حجره را نگاه داشته ای؟»
روباه پوزخندی زد و گفت:« تا که خر هست، خریدار هم هست »
سلام
آره واقعا موافقم. امیدوارم خرها کم تر شوند. شاید بعضی دکان ها به علت کسادی بسته شوند
درود
کوتاه وپرمعنی. به یادمزرعه ی حیوانات جرج اوورل افتادم وگوسفندا.
با اجازه این نوشته تان رابه شاگردانم ازقول شما نقل می کنم.
حکایت جالب وقابل تاملی است.اما نکته ای میخ واهم بگویم:
گاهی فکرمی کنم جناب خربا توجه به این که یونجه بیشترمصرف کرده حوصله وصبرش بیشتراست.جدی می گویم .شاید هم خودش رابه خریت زده!
نامه ای به یک الاغ راحتما خوانده اید.
بدرود
سلام دوست گرامی .
جالب بود و مصداق واقعیت ما .
از این که قدم رنجه کردین ممنون
داستان جالبی بود.