ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
زمان
قطره
قطره
می چکد
از ساعت ِ دیواری
و هر قطره
سرخ تر از لحظه های ِ پیش
عقربه ها
لحظه ها را
لحظه
به
لحظه
گردن می زنند
گل های ِ قالی زرد شدند:
از خجالت یا ترس؟
از درون ِ ساعت
جغدی می خواند
اشک ِ ما
قطره
قطره
می چکد
بر روی ِ لحظه ها
امید ِ ما
روئیدن ِ سرو را
به انتظار نشسته است.
روزهای بیم و امید. روزهای مبارزه و چگونگی آن. آنچه پیشتر... فکر می کردیم آمادگی اش را داریم.
امید ِ ما
روئیدن ِ سرو را
به انتظار نشسته است.
درطول تاریخ خونهای به زمینه ریخته شده قطره قطره اش درخت آزادی راسیراب کرده ومی کند وخواهدکردو به این خاطراست که بادیدن سروی به یادایستادگی مردان وزنان درطول مقابل جوروستم درطول تاریخ می افتیم.
تا قبل از دو بند آخر دوست داشتم . تصاویر غنی. دو بند آخر کمی شعاری و جهت دهنهده بنظر میومد نسیبت به ریتم بی تعلق باقی شعر
سلام
وبلاگتو تا جایی که امشب و قت داشتم خوندم از عقایدت خوشم اومد بازم بهت سر میزنم شما هم یه سری به ما بزن و این سوال من را جواب بده به نظرم میاد رشته ات فلسفه باشه درسته؟
البته شاید تو پست های اولت نوشته باشی که من ام شب وقت نداشتم بخونمشون
موفق باشی اردتمند
هم اش دلمان از ننوشتن های شما می گیرد!
kheyli ghashang bood.talkhiye emsal toosh moj mizad!!!!